اصول اصلاحات حسینی؛ محمدکاظم تقوی

از مهمترین مباحث مربوط به نهضت حسینی، بحث هدف و مقصد حضرت سید الشهداء(علیه السلام) از آن حماسه و جانبازی در راه خدا می‌باشد. امام حسین(ع) هوشیارانه و آینده نگرانه از آغاز تا انجام قیام خویش، از دارالحکومه مدینه و در برابر در خواست بیعت حاکم یزیدی تا گودی قتلگاه، لحظه‌ای از روشنگری و تبیین انگیزه خود از قیام و بیان هدف خویش در راهی که اختیار کرده بود، غافل نبود. رسالتی که پس از شهادت او و یارانش، بر دوش امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) و کاروان اسراء کربلا قرار گرفت. از معروفترین سخنان سید الشهداء(ع) در مقام بیان فلسفه نهضت حسینی، وصیت نامه معروف امام حسین(ع) است که خطاب به برادرش محمد بن حنفیه می‌باشد. در این وصیت نامه آمده است: «… و انما خرجت لطلب النجاح و الاصلاح فی امه جدّی محمد(ص)….»1
در نقلی دیگر به جای «النجاح و الصلاح» تعبیر «انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدّی….»2 آمده است. ماده «نَجَحَ» در زبان عرب دلالت بر ظفر، صدق و خیر دارد.3 چنانکه ماده «صَلُحَ» بر معنایی خلاف «فساد» دلالت دارد.4 معنای اصلاح که در نقل دوم آمده است، نیز زدودن مفاسد بوجود آمده در دین و آئین رسول اکرم(ص) است.
در جای خود- فلسفه فقه-روشن است که فلسفه کلی احکام و قوانین الهی، صرفاً برای جلب مصلحت و منفعت انسان‌ها در بخش واجبات و مستحبات؛ و دور کردن مفسده و ضرر از آدمیان در بخش محرمات و مکروهات می‌باشد. در شریعت ختمیه بسیاری از اعمال و افعال حکم واجب و یا مستحب دارند، چنانکه در موارد فراوان و موضوعات بسیاری، حکم حرام و یا مکروه تشریع شده است.
پرسشی که در راستای درک و دریافت مقصود امام حسین(ع) از «اصلاح» مطرح می‌باشد این است که فرزند عزیز پیامبر چه کارهای واجب و یا مستحبی را می‌خواست بیان و یا اجرا کند و یا از چه کارهای حرام یا مکروهی قصد جلوگیری و نهی کردن داشته است؟ طرح این پرسش بدین خاطر است که احکام اسلامی عرض عریضی دارد و طیف گسترده‌ای را تشکیل می‌دهد؛ از احکام فردی تا احکام اجتماعی و از احکام مادی و این دنیایی تا احکام عبادی و آخرتی. امام حسین(ع) بنای اقامه چه نوع از احکام اسلامی را داشته است؟
آیا اهتمام مسلمانان به نماز جماعت و یا روزه ماه مبارک و یا حج بیت‌الله تنزّل پیدا کرده بود و سید الشهداء(ع) می‌خواست آن احکام را تقویت و اقامه کند؟ و یا اینکه قصد جلوگیری از منکرات و مناهی رایج در جوامع مانند شرب خمر و کارهای خلاف اخلاق و یا سرقت و غیبت و تهمت را داشته است؟ البته پر واضح است که احکام واجب و حرامی که در دو دسته به عنوان مثال و نمونه ذکر شده در جای خود از اهمیت زیادی در انسان سازی و اصلاح جامعه برخوردار می‌باشد؛ نماز حلقه ارتباط بنده با خدا و افتخار سخن گفتن با پروردگار می‌باشد و حج سمبل اتحاد و اجتماع اهل توحید است و همچنین دیگر احکام از واجبات و محرمات در انسان سازی جایگاه مهمی دارند. اما برای دریافت مقصود حسین بن علی(ع) که چه چیزی را از واژه «نجاح، صلاح و اصلاح» اراده فرموده؛ راه صحیح مراجعه به دیگر سخنان آن حضرت است، سخنانی که از مدینه آغاز و تا کربلا و گودی قتلگاه ادامه داشته است. سخنانی که یا خطاب به یاران خود و یا خیر خواهان و یا بد خواهان به ظاهر ناصح بیان فرمود و یا آنچه در جواب مردم کوفه و مردم بصره کتباً نوشته و به وضوح بیانگر هدف و انگیزه حرکت حضرت می‌باشد. نیز اگر معلوم شود که مردم عراق که از امام حسین(ع) برای ورود به شهر و دیارشان دعوت کردند و او را شایسته امامت و رهبری خود می‌دانستند، چه خواسته و هدفی داشتند؛ بالتّبع و بالملازمه انگیزه و هدف امام حسین(ع) هم روشن می‌شود.
البته پیش از طرح دعوت کوفیان از امام حسین(ع) باید به سابقه و زمینه این دعوت نگاهی داشت. کوفه شهری بود که مرکز خلافت امیر المومنین علی(ع) بوده و نیز سابقه نبرد با شامیان در صفین را در کارنامه خود دارد، ماجرای شهادت امیر المومنین(ع) و پس از آن آنچه بر امام حسن(ع) گذشت، نیز در کوفه اتفاق افتاد. یعنی بی‌وفایی و سستی گروهی و خیانت گروهی دیگر کار را به غلبه معاویه کشاند که بیست سال سلطنت ظالمانه و بسیار سخت گیرانه و ستم آلود بویژه بر عراقیان و بخصوص شیعیان علی(ع) پیامد آن خیانت و سستی بوده است.
در یک مرحله پس از شهادت مظلومانه امام حسن(ع) گروهی از کوفیان به امام(ع) نامه نوشتند و تصریح کردند که تعدادی از شیعیان شما در کوفه آماده فداکاری برای بدست گرفتن حکومت با رهبری شما هستند. ولی امام(ع) آنها را از هرگونه اقدامی تا زمانی که معاویه زنده است برحذر داشت و یادآور شد که پس از مرگ معاویه اگر من زنده بودم نظرخود را برای شما خواهم نوشت.5 و اما پس از مرگ معاویه در 15 رجب سال 60ق و پس از آنکه امام حسین(ع) از بیعت با یزید بن معاویه سخت اباء کرد، کوفیان تلاش کردند حضرت را برای رهبری قیام بر ضد یزید به کوفه ببرند. نخستین نامه‌ها دهم رمضان 60ق در مکه به امام حسین(ع) رسید. نامه‌هایی که تعداد آنها را تا 150 عدد ثبت کرده اند؛ نامه‌هایی که از یک تا چهار امضاء داشت.
جامعه شناسی کوفه
جامعه شناسی کوفه آن عصر و زمان، خود در خور مقاله‌ای مستقل و مفصل است، چرا که طیف‌ها و تفکرات گوناگون و متنوع و متضادی در کوفه وجود داشته است؛ از شیعیان، خوارج، طرفداران امویان تا فرصت طلبان و افرادی که صرفاً تابع روسای قبایل بوده‌اند. از میان این طیف‌ها و فکرهای متنوع کوفیان، شیعیانی مانند حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه که از شیعیان خالص و حقیقی بوده‌اند تا کوفیانی که با شامیان رقابت داشتند، تا افرادی مانند شبث بن ربعی و حجار بن ابجر که با اهل بیت(ع) میانه خوبی نداشتند و فقط برای اینکه از قافله دعوت کنندگان از امام حسین(ع) عقب نمانند؛ دست به نامه نگاری زدند و فرزند پیامبر(ص) را به کوفه دعوت کردند. به طیف بندی کوفیان و حتی دعوت کنندگان از امام حسین(ع) اشاره گذرا شده تا در بررسی و تحلیل حوادث عاشورا از واقع بینی فاصله نگیریم. یعنی جمعیت کوفه در آن زمان ترکیبی از شیعیان واقعی، اموی‌ها ضد اهل بیت، خوارج و مسلمانان میانه رو که شاید بشود به آنها علویها و اهل سنت غیر معاندی دانست که با اهل بیت دشمنی نداشتند و علی(ع) را به عنوان خلیفه چهارم قبول داشتند، بوده است.
از چنین ترکیبی تعداد دوازده یا بیست هزار نفرـ تا چهل هزار هم نوشته‌اند ـ با مسلم بن عقیل بیعت کردند و ابنزیاد هم لشکری سی هزار نفری تجهیز کرد و به کربلا گسیل داشت. از چنین شهری دعوت انجام شد.
نامه‌ها و جواب‌ها
نامه شیعیان کوفه به امام حسین(ع)؛ توسط افرادی که در خانه سلیمان بن صرد خزاعی اجتماع کردند نوشته شد و آنها در نامه خود نوشتند:
«فالحمدلله الذی قصم عدوّک الجبار العنید، الذی انتزی علی هذه الامه، فابتزّها امرها و غضبها فیئتها و تامر علیها بغیر رضی منها، ثم قتل خیارها و استبقی شرارها و جعل مال‌الله دولهً بین جبابرتها و اغنیائها، فبعداً له کما بعدت ثمودُ. انه لیس علینا امامٌ، فاقبل لعلّ‌الله ان یجمعنا بک علی الحقّ….»6
محتوای نامه شیعیان کوفه این است که: خدا را شکر که دشمن جبار و سرکش تو را در هم شکست. معاویه امت اسلام را نابود و پراکنده کرد و بدون رضایت آنان حکومتشان را به دست گرفت. معاویه خوبان امت اسلام را به قتل رساند و افراد شرور را رهایشان کرد. معاویه بیت المال را در دستان زورگویان و ثروت اندوزان گذارد. یا حسین به سوی ما بیا که امید است خداوند با رهبری تو ما را بر حق گرد آورد.
از فرازهای این نامه نوع نگاه شیعیان به معاویه و کارنامه حکومتی او و نیز آنچه مطلوب آنها است، بدست می‌آید؛ یعنی نفی فساد سیاسی و اقتصادی و قیام برای اصلاح مفاسد گسترده حکومت اموی.
امام حسین(ع) در پاسخ آنها که علاوه بر پاسخ به وسیله نامه می‌باشد، مسلم بن عقیل را به عنوان سفیری از خویشان و خانواده خود و شخص مورد وثوق و اطمینان، روانه می‌کند تا اوضاع کوفه را بررسی و به حضرت چگونگی احوال کوفیان را گزارش دهد. در جواب نامه آنها حضرت می‌فرماید:
«فلعمری ما الامام الا العامل بالکتاب و الآخذ بالقسط و الدائن بالحق و الحابس نفسه علی ذات الله»7
یعنی به جانم قسم که امام بر حق مسلمانان نیست مگر کسی که به قرآن عمل کند و عدالت پیشه باشد و حق محور باشد و نفس خویش را مهار کند و خود را به آنچه خدا فرمود وادارد.
امام حسین(ع) در نامه‌ای دیگر به اهل بصره نوشتند:
«… و انا ادعوکم الی کتاب‌الله و سنّه نبیه (صل‌الله علیه و اله) فان السنّه قد امیتت و ان البدعه قد اُحییت، و ان تسمعوا قولی و تطیعوا امری اهدکم سبیل الرشاد… »8
من شما را به سوی کتاب خدا و سنّت رسول خدا(ص) می‌خوانم چرا که سنّت حضرت رسول تحقیقاً مرده و بدعت زنده شده است! و اگر سخن مرا بشنوید و فرمانم را اطاعت نمایید، من شما را به راه درست رهنمون می‌شوم.
اگر امام حسین(ع) در وصیت نامه‌ای که خطاب به برادرش محمد بن حنفیه نوشته، هدف و انگیزه خود از قیام و نهضت را تنها «اصلاح امت جدش» معرفی میکند، علاوه بر آنکه در همان وصیت نامه و در ادامه می‌فرماید، می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و سیره و رویه جدّم پیامبر(ص) و پدرم علی(ع) را سیره حکومتی خودم قرار دهم؛ در این نامه‌هایی که به مردمان عراق یعنی کوفیان و بصریان نوشتند، «اصول اصطلاحات» مورد نظر خود را بیان می‌کنند.
حسین(علیه السلام) با صدای رسا و خطاب به همه آنهایی که صدای حسین را می‌شنوند و دوست دارند راه او را بروند و در زندگی خود اسوه‌ای چونان اباعبدالله(ع) داشته باشند می‌فرماید باید کتاب خدا قرآن و سنّت پیامبر خاتم (ص) معیار زندگی مومنانه و مصلحانه باشد. مومن مصلح و مسلمان اصلاحگر باید در پی محو بدعت و احیاء سنّت باشد، بدعت جاهلی و اموی و سفیانی و یزیدی و سنّت محمدی و علوی و حسینی، و نیز از نامه کوفیان معلوم می‌شود بدعت‌هایی که امام حسین(علیه السلام) می‌فرماید زنده شده و سنت‌های نبوی و علوی که مرده و میرانده شده کدام است. یعنی بدعت حکومت با زور و ظلم و مفاسد گسترده اقتصادی، از نظر شیعیان ـ کوفه که مورد تایید امام حسین(ع) نیز قرار گرفته ـ حکومت جبارانه و سلطه زورگویانه، بدون رای و رضایت مسلمانان منکر و بدعت و مردود است و باید علیه آن قیام کرد.
کشتار خوبان از امت مسلمان و آزاد و رها کردن افراد شرور، منکر و بدعتی است که باید علیه آن قیام خونین انجام گیرد.
از دیگر منکرات و بدعت‌های دودمان ابوسفیان که در نامه شیعیان کوفه ذکر شده، فساد گسترده اقتصادی در جامعه است. معاویه بیت المال را در دستان زورگویان و اغنیاء یعنی صاحبان قدرت و ثروت گذارده تا به دلخواه هر چه می‌خواهند و هوایشان و هوس شیطانیشان مطالبه کرد عمل کنند.
شیعیان کوفه از فساد سیاسی و اجتماعی و مفاسد گسترده اقتصادی به ستوه آمدند و نزد فرزند پیامبر شکوِه کردند و امید داشتند با رهبری و پیشوایی حسین بن علی(ع) بتوانند بدعت‌ها و «مفاسد» سیاسی و اقتصادی را «اصلاح» نمایند. بررسی تاریخی جوامع انسانی کاملاً روشن می‌کند که سنّت الهی این است که هر گاه چنین فضای سیاه و ظلمانی در جامعه انسانی پدید آمده قیام و اعتراض و دگرگونی نیز رخ می‌دهد.
حداقل نگاه به همان قرن نخست تاریخ سیاسی اجتماعی مسلمانان گواه این سنّت تغییر ناپذیر الهی در اجتماع است؛ یکی شورش و اعتراض به مفاسد و مظالم سیاسی- اقتصادی دوره خلیفه سوم که به آن حادثه تلخ منجر گردید و دیگر منکرات و مفاسد سیاسی ـ اقتصادی سلطنت معاویه که قیام عاشورا و حماسه سیدالشهداء را در پی داشت. مشکل و فساد گسترده و عمیقی که اصلاحش خون حسین بن علی(ع) را می‌طلبد، مفاسد گسترده و دردناک سیاسی و اقتصادی است. بی‌عدالتی در عرصه سیاست مسلمین و لجام گسیختگی اقتصادی و ظلم در حق ضعیفان جامعه، صداهای اعتراض و نارضایتی را بلند می‌کند و انقلاب و دگرگونی را در پی دارد. آنان که حسین بن علی(ع) را «اسوه» خود قرار می‌دهند، باید همواره فریاد علیه همه گونه مفاسد باشند و در پی اصلاح آن مفاسد برآیند و برای اصلاح این مفاسد از فداکاری دریغ نداشته باشند، از جان و مال و آبروی خود برای اصلاح امور امت رسول الله(ص) مضایقه نداشته باشند. اصول این اصلاح طلبی کتاب خدا و سنّت رسول خدا و عدالت پیشگی و وارستگی اخلاقی و در پی راه درست بودن است. همان اصولی که حسین بن علی(ع) برای انقلاب اصلاح طلبانه خود بیان فرمود و آن را سر مشقی برای همه حسینیان در طول تاریخ قرار داد و این همان «مصباح الهدی» و سفینه النجاه» بودن امام حسین(ع) است و او اینگونه «رحمه‌الله الواسعه» گردید و بر فراز زمان، هماره تاریخ برای همه زمینیان اسوه آزادگی و انسانیت و سعادت و نیک نامی است.
* امام حسین(ع): من شما را به سوی کتاب خدا و سنّت رسول خدا (ص) می‌خوانم چرا که سنّت حضرت رسول مرده و بدعت زنده شده است!

پاورقی:
1 – مقتل الحسین، خوارزمی، ج1، ص188.
2 – از مدینه تا کربلا، ص32.
3 – معجم مقاییس اللغه، ص957.
4 – همان، ص550.
5 – تاریخ قیام و مقتل جامع سید الشهداء ج1، ص575-574.
6 – الفتوح، ج5، ص27.
7 – تاریخ طبری، ج5، ص353؛ والاشارات،ج2، ص39.
8 – همان، ج5، ص357.