الگوگیری امام خمینی(ره) از پیامبر(ص) در دعوت آزادانه مردم به ارزش‌های الهی

در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام محمدکاظم تقوی مطرح شد

روز مبعثت پیامبر اکرم(ص) را به تازگی پشت سر نهاده‌ایم و در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) قرار داریم.

بعثت نهضتی فکری و فرهنگی بود که توانست با اصلاح باورها و در پی آن رفتارهای مردمان شبه‌جزیره، جامعه‌ای تشکیل دهد که خواسته‌های خداوند متعال از یک تشکل انسانی را فراهم سازد و مردم آن جامعه در مسیر هدایت و سعادتی که خداوند برایشان ترسیم کرده است گام بردارند.

تقارن این رخداد مهم تاریخ بشریت با ایام دهه فجر و سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی که منادی معنویت و احیای ارزش‌های الهی در عصر مدرن بود، ما را بر این داشت در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام و المسلمین محمدکاظم تقوی؛ مدیر تحقیقات مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) از نسبت میان این دو رویداد مهم، یعنی بعثت پیامبر(ص) و انقلاب اسلامی صحبت کنیم که حاصل آن را در ادامه می‌خوانید؛

ایکنا ـ ضرورت بعثت و تاثیری که بعثت پیامبر(ص) در تاریخ بشریت بر جای گذاشت چه بود؟

مسئله بعثت پیامبر اسلام آنقدر مهم است که خدای متعال در قرآن بیان می‌فرماید بعثت این پیامبر(ص) منتی بر شما بود و در ادامه آیه، علت بعثت که بیانگر عظمت بعثت است را بیان می‌فرماید. آیه قرآن این است: «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ؛ به يقين خدا بر مؤمنان منت نهاد [كه] پيامبرى از خودشان در ميان آنان برانگيخت تا آيات خود را بر ايشان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت به آنان بياموزد قطعا پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند».

حضرت امام نیز فراوان به پیامبر(ص) و ائمه(ع) چه در کتاب‌هایشان و چه در سخنرانی‌هایشان پرداختند و از شخصیت عظیم آنها، از ادبیات و معارف عرفانی گرفته تا مسائل مربوط به سیاست و اجتماع سخن گفتند. حضرت امام درباره عظمت بعثت اینگونه بیان کردند: «روز بعثت رسول اکرم(ص) در سراسر دهر «من الازل الی الابد» روزی شریف تر از آن نیست. برای اینکه حادثه‌ای بزرگتر از این حادثه اتفاق نیفتاده زیرا که بزرگتر از رسول اکرم(ص) در عالم وجود نیست غیر از ذات مقدس حق تعالی و حادثه‌ای بزرگتر از بعثت او هم نیست».

بنابراین مبعث مسئله بسیار مهم در جامعه انسانی است که باید آن را بشناسیم و از نعمات آن استفاده کنیم. پیامبر(ص) بر اساس این آیه شریفه برای تربیت انسان‌ها و تعلیم کتاب و حکمت به آنها و به سعادت رساندن همه انسان‌ها ازسوی خدا مبعوث شد و با دعوت خیرخواهانه بر اساس برهان و دلیل در این مسیر گام برداشت و متناسب با مخاطبان یا آنها را با دلیل و حکمت دعوت می‌کرد یا با موعظه و خیرخواهی دعوت می‌کرد و یا با آنها جدال احسن می‌کرد تا انسان‌ها را به راه بیاورد.

چون خدای حکیم انسان را آزاد آفرید و انسان دارای اختیار است و خدای متعال راه و چاه را به انسان نشان داده است، پیامبر(ص) نهایت سعی و تلاش خودش را می‌کند تا انسان اگاه شود و برای پذیرش دعوت الهی آماده شود و در این راه پیامبر(ص) تا آنجا تلاش می‌کرد که خدای متعال در سوره طه خطاب به پیامبر(ص) می‌فرمایند خودت را به مشقت نینداز: «مَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى». آیه بعد می‌فرماید که قرآن برای بیدار کردن فطرت الهی در نهاد انسان و آگاه کردن عقل و خرد انسان‌هایی است که نسبت به خدای متعال خشیت دارند: «إِلَّا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشَى». این گوشه‌ای از عظمت بعثت پیامبر اسلام است که عرض کردم حضرت امام هم بسیار به این مسئله توجه داشتند. لذا در پیام‌ها و سخنرانی‌هایی که به مناسبت بعثت پیامبر(ص) در سالیان حیاتشان بیان کردند همواره به عظمت این اتفاق عظیم و بی‌همتا در هستی توجه می‌دادند.

ایکناـ پیامبر(ص) برای تحقق این اهدافی که اشاره کردید اقدام به جامعه‌سازی کرد و در این راستا شاخص‌هایی را در نظر داشت که در آن جامعه محقق کرد. از نظر شما به عنوان مهمترین شاخصه‌هایی که پیامبر(ص) در آن جامعه محقق کردند از چه مواردی می‌توان نام برد؟

در توضیح اینکه پیامبر(ص) برای جامعه‌سازی چه کار کردند باید عرض کنم وقتی ما به قرآن و سنت اعم از گفتار و رفتار پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) نگاه می‌کنیم، می‌بینیم پیامبر اسلام بر اساس قرآن هم انسان‌سازی کردند و هم جامعه اسلامی درست کردند؛ یعنی پیامبر در ۱۳ سال مکه موفق به تشکیل جامعه اسلامی نشدند، در عین حال در آن هنگام سوره‌های قرآن نازل می‌شد و انسان‌ها را مخاطب قرار می‌داد و افراد به پیامبر ایمان می‌آوردند ولی با تدبیر پیامبر(ص) و رسانده شدن دعوت پیامبر(ص) به شهر یثرب و بیعت یثربیان با پیامبر(ص)، زمینه هجرت پیامبر(ص) فراهم شد؛ یعنی عداوت و دشمنی با پیامبر(ص) در شهر مکه افزایش پیدا کرد تا جایی که جان پیامبر(ص) در خطر قرار گرفت و به همان موازات یثربیان برای پذیرش پیامبر(ص) آماده شدند.

وقتی پیامبر(ص) به یثرب رفتند آنجا شهر و جامعه درست کردند. حال باید بنگریم که ایشان بر پایه چه تعالیمی جامعه درست کردند تا بتوانیم جامعه خودمان را با آن بسنجیم و متوجه شویم جامعه ما چه اندازه جامعه نبوی است و چقدر با آن فاصله داریم؟ با توجه به وضعیت افتراق و انشقاقی که در زندگی قبائلی مردم یثرب وجود داشت وضعیت بسیار نامطلوب و مضطربی میان آنها حاکم بود و پیوندهای اجتماعی بسیار ضعیف بود. در این جامعه، پیامبر(ص) این آیه کریمه قرآن را تحقق بخشید که: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ؛ در حقيقت مؤمنان با هم برادرند پس ميان برادرانتان را سازش دهيد و از خدا پروا بداريد اميد كه مورد رحمت قرار گيريد». بر اساس این آیه تنها نسبت و رابطه‌ای که مومنین باید با هم داشته باشند رابطه برادری است. از آنجایی که نزدیک‌ترین و خیرخواهانه‌ترین روابط در میان انسان‌ها رابطه دو برادر است لذا منظور آیه این است که مومنین باید نسبت به هم چنین رابطه‌ای داشته باشند و پیامبر(ص) هم چنین کاری کردند و جامعه متشتت و گرفتار خصومت‌های قبیله‌ای را به جامعه‌ای یکدست و متحد تبدیل کردند.

قدم دومی که پیامبر(ص) برداشت این بود بر اساس قراردادهایی، حکومت اسلامی را پایه‌ریزی کرد و شکل داد. قراردادهایی که پیامبر(ص) در مدینه برقرار کرد و اجتماع اسلامی را بر پایه آن استوارکرد بسیار مهم است ولی متاسفانه ما مسلمان‌ها از آن فاصله گرفتیم و اگر امروز کسی از آنها صحبت کند متهم می‌شود که دارد از افکار و اندیشه‌های وارداتی غرب سخن می‌گوید. پیامبر(ص) برای جامعه‌سازی خودش در مدینه علاوه بر اینکه بر اساس عطوفت و رحمت با مسلمانان برخورد می‌کرد، اهل مشورت بود. خدای متعال درباره پیامبر(ص) می‌فرماید: «لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ؛ قطعا براى شما پيامبرى از خودتان آمد كه بر او دشوار است‏ شما در رنج بيفتيد به [هدايت] شما حريص و نسبت به مؤمنان دلسوز مهربان است».

در بحث زبان‌شناسی ادبیات عرب گفته می‌شود حرف لام برای تاکید است، حرف قد برای تاکید است. در ابتدای آیه خدای متعال کلام خود را با این تاکیدات همراه می‌کند و بعد می‌فرماید فرستاده‌ای برای شما آمد که اگر به شما سختی برسد بر پیامبر(ص) گران است و این پیامبر(ص) نسبت به شما حریص است یعنی حرص دارد که شما گمراه نشوید و از راهی که خدای متعال برای شما می‌پسندد خارج نشوید.

این پیامبر(ص) در مدیریت خودش بر اساس مشورت و عقل جمعی با حفظ اختیار و اراده شهروندان جامعه را اداره می‌کند و وقتی خطری جامعه را تهدید می‌کند، با مشورت آنها عمل می‌کند. داستان جنگ احد معروف است. پیامبر(ص) برای اینکه روش مناسب دفاعی اختیار کند با مردم مدینه مشورت کرد. اکثریت که جوانان بودند نظرشان این بود که برای ما ننگ است دشمن داخل شهر شود تا با او مقابله کنیم، لذا باید خارج شهر به استقبال دشمن برویم و نگذاریم دشمن وارد شهر شود. تجربه‌دارها نظرشان این بود اگر دشمن را به داخل شهر بکشانیم می‌توانیم بهتر از خودمان دفاع کنیم و از قضا نظر پیامبر(ص) هم انتخاب همین روش بود ولی چون اکثریت با نظر اول موافق بودند پیامبر(ص) آن را پذیرفت و نهایتا مسلمانان در این جنگ شکست خوردند. به رغم این شکست، خدای متعال به پیامبر(ص) تاکید می‌کند شما همان رویه قبل را داشته باش و با مردم مشورت کند چراکه عنصر کلیدی موفقت شما این بود که با رحمت و ملایمت با اینها برخورد می‌کنی: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ؛ پس به [بركت] رحمت الهى با آنان نرمخو [و پرمهر] شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعا از پيرامون تو پراكنده مى‌شدند پس از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه و در كار[ها] با آنان مشورت كن و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن زيرا خداوند توكل‏‌كنندگان را دوست مى‌دارد».

این نکته مهمی است که هم سیره پیامبر(ص) را به ما تعلیم می‌دهد و هم راز و رمز موفقیت پیامبر(ص) را به ما می‌آموزد که اینگونه ستاره اقبال هدایتش درخشید و جامعه زمان خودش را آنگونه با سرعت، خاضع در برابر پیام خود کرد.

ایکناـ امام خمینی(ره) در شکل دادن به نهضت خود کدام یک از شاخص‌های جامعه‌سازی پیامبر(ص) را در نظر داشتند و انقلاب اسلامی را بر اساس آن بنا کردند؟

در این رابطه آیه ۲۱ سوره احزاب برای ما خیلی مهم است. خدای متعال می‌فرماید: «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا؛ البته شما را به رسول خدا (چه در صبر و مقاومت با دشمن و چه دیگر اوصاف و افعال نیکو) اقتدایی نیکوست، برای آن کس که به (ثواب) خدا و روز قیامت امیدوار باشد و یاد خدا بسیار کند».

امام خمینی که در چنین دهه‌ای انقلاب اسلامی را به پیروزی رساندند به پیامبر اکرم(ص) بسیار تاسی می‌کردند. وقتی امام(ره) مقابله با طاغوت را شروع کرد یک عده می‌گفتند این کارها دور از شأن یک عالم دینی است که با طاغوت مبارزه کند. همینطور وقتی امام حکومت اسلامی را بنیان‌گذاری کردند یک عده این حرکت را دور از اسلام می‌دانستند، آنجا بود که حضرت امام فراوان به سیره پیامبر(ص) استناد می‌کردند. امام به تعبیری فاتح باب تأسی به پیامبر(ص) در این زمینه است.

اگر پیامبر(ص) در مسجد می‌نشست و فقط احکام بیان می‌کرد مشرکین با او کاری نداشتند، پیامبر(ص) چون با ظالمین مبارزه کرد و برای دفاع از محرومین قیام کرد دشمنان قصد جانش را کردند. امام می‌فرمود ما تأسی به پیامبر(ص) می‌کنیم. پیامبر(ص) تشکیل حکومت داد، پیامبر(ص) مدیریت کرد. امام خمینی مشخصا در همان ایامی که در پاریس حضور داشتند به صراحت گفتند حکومت جمهوری اسلامی مورد نظر ما از رویه پیامبر اکرم(ص) و امام علی(ع) الهام خواهد گرفت و متکی بر آرای عمومی ملت خواهد بود.

اشاره کردم پیامبر اکرم(ص) همه رفتارهایش با حفظ اختیار و آزادی انسان‌ها بود. اصلا خدای متعال همین را می‌خواهد. ما خیرخواه‌تر از خدا برای انسان داریم؟ هیچ کس خیرخواه‌تر از خدای متعال برای انسان نیست. خدا دستور داده که اکراه و اجبار در دین نیست. چرا؟ چون دینداری اجباری ارزش ندارد یعنی دین، عشق آگاهانه انسان به حقیقت است. این دین باید با آزادی باشد و با تحمیل سازگار نیست. به همین خاطر پیامبر(ص) ۱۳ سال زحمت کشید تا دعوتش به فطرت‌ها برسد و عقل‌ها را خاضع کند. وقتی مردم با پیامبر(ص) همراهی کردند حضرت تشکیل حکومت داد. حکومت امیرالمومنین(ع) هم همینطور بود و حضرت ۲۵ سال از حکومت کناره گرفت تا نهایتا با اصرار مردم تشکیل حکومت داد.

حضرت امام هم در این زمینه نظرش همین بود یعنی اگر بخواهیم ارتباط و اتصال انقلاب اسلامی به خط راستین بعثت نبوی را ملاحظه کنیم امام صریحا گفتند ما بنا نداریم به مردم تحمیل کنیم بلکه ما تابع آرای ملت هستیم و خدا به ما حق نداده است به ملتمان چیزی را تحمیل کنیم. این هم نمونه دیگری از تأسی امام به پیامبری است که حرکت و بعثت او بر مبنای آگاه کردن و تربیت کردن انسان‌ها برای قبول پیام الهی و آزادانه آن راه را طی کردن بود.