«رشد اجتماعي» در پرتو «آزادي انتخاب»؛ استاد سید جواد ورعی


⬅️ يکي از ويژگي‌هاي ممتاز انقلاب اسلامي ايران و حکومت برآمده از آن، «مردمي بودن» آن است. امام خميني رهبر فقيد انقلاب اسلامي که از سال 1341 وارد مبارزه با رژيم استبدادي و وابسته پهلوي شد، حضور مردم در صحنه را شرط تداوم و پيروزي انقلاب مي‌دانست. او به‌رغم اصرار برخي از احزاب، گروه‌ها و شخصيت‌هاي مبارز مبني بر مبارزه مسلحانه، بر حضور توده‌هاي مردم در ميدان مبارزه تأکيد داشت. معتقد بود بدون حضور مردم، مقاومت منفي و نافرماني مدني آنان در برابر رژيم، تداوم انقلاب و پيروزي ممکن نيست. از اين رو، آگاه‌کردن مردم و بيداري عمومي، و همگاني‌کردن مبارزه، سياست اصولي ايشان در دوران نهضت بود. همواره بر اين راهبرد پافشاري کرده و از دو قشر روحاني و دانشگاهي که مي‌توانند در اين مسير مؤثر باشند، براي دستيابي به اين هدف استفاده مي‌کرد. علما و روحانيان را به استفاده از فرصت‌ها مانند ايام محرم و صفر، و مجالس ديني ماه رمضان براي بيدارکردن عموم مردم، و اساتيد دانشگاه را به آگاه کردن جوانان دانشجو تشويق مي‌نمود. امام به مبارزه و به ثمر رسيدن آن بدون حضور مردم نمي‌انديشيد؛ به خوبي دريافته بود که بدون حضور همگاني اقشار مختلف ملت همراه با وحدت کلمه، نمي‌توان بر رژيم تا دندان مسلح پهلوي پيروز شد.
چنان‌که معتقد بود بدون حضور ملت نمي‌توان حکومتي تأسيس کرد و تداوم آن را تضمين نمود. بر همين اساس بود که به‌رغم توصيه‌هاي مختلف، «جمهوري اسلامي» را به عنوان نظام جايگزين پيشنهاد کرد و آن را به رفراندم نهاد و با استقبال بي‌نظير مردم روبرو شد. امام، در پاسخ به پرسش يك خبرنگار در «توصيف جمهوري اسلامي» فرمود: «اولا، صد در صد متكى به آراى ملت باشد؛ به شيوه‏اى كه هر فرد ايرانى احساس كند كه با رأى خود سرنوشت خود و كشور خود را مى‏سازد. و ثانياً، چون اكثريت قاطع اين ملت مسلمانند، بديهى است كه بايد موازين و قواعد اسلامى در همه زمينه‏ها رعايت شود.» (صحيفه امام، ج5، ص449) امام معتقد بود که حتي امام معصوم بدون بيعت و همراهي مردم نمي‌تواند متصدي حکومت گردد، چه رسد به فقيه عادل در عصر غيبت. ايشان در پاسخ به يک پرسش مبني بر اين‌که فقيه در چه صورتي ولايت دارد، نوشت: «در جميع صور ولايت دارد، لکن تولّي امور مسلمين و تشکيل حکومت بستگي دارد به آراي اکثريت مسلمين، که در قانون اساسي هم از آن ياد شده است، و در صدر اسلام تعبير مي‌شده به بيعت با ولي مسلمين» (همان، ج20، ص459)
امام اين ميراث گرانبها را براي بعد از خود به يادگار نهاد که بدون رأي و حمايت مردم نمي‌توان حکومت تشکيل داد و تداوم بخشيد. سيره آن بزرگوار نشان مي‌دهد هرگز به فکر تحميل رأي و نظر خويش بر مردم نبود. در طول دوران ده ساله رهبري جمهوري اسلامي، اگر در موردي هم معتقد بود مردم خطا مي‌کنند، در برابر خواست نادرست آنان نمي‌ايستاد. صبوري پيشه مي‌کرد تا مردم خود به خطاي خويش برسند؛ زيرا رشد اجتماعي مردم را که پشتوانه اصلي حکومت‌ هستند، در گرو آن مي‌دانست. با صراحت مي‌فرمود: «اسلام به ما اجازه نداده است که ديکتاتوري بکنيم. ما تابع آراء ملت هستيم… خداي تبارک و تعالي به ما حق نداده است، پيغمبر اسلام به ما حق نداده است که ما به ملتمان يک چيزي را تحميل بکنيم. بله، ممکن است گاهي وقت‌ها ما يک تقاضايي از آن‌ها بکنيم، تقاضاي متواضعانه، تقاضايي که خادم يک ملت از ملت مي‌کند. لکن اساس اين است که مسئله دست من و امثال من نيست و دست ملت است.» (همان، ج11، ص34ـ 35)

حفظ و حراست از پشتوانه مردمي جمهوري اسلامي وظيفه‌اي همگاني، به ويژه بر مسئولان و دولتمردان است. نارضايتي مردم از وضعيت اقتصادي، سياسي، يا فرهنگي و نشان دادن آن در مقاطع مختلف و با استفاده از روش‌هاي گوناگون مانند بي‌اعتنايي به توصيه‌هاي مسئولان در زمينه‌هاي مختلف، اعتراض مدني، بي‌ميلي و بي‌رغبتي براي حضور در صحنه‌هاي اجتماعي و سياسي هم‌چون انتخابات، زنگ خطري براي جمهوري اسلامي است. به وجود آمدن اين احساس که رأي آنان در تعيين سرنوشت‌شان بي‌اثر يا کم‌اثر است، و براي نظرات و ديدگاه‌هاي‌شان گوش شنوايي نيست، حتي اگر کاذب باشد، به کاهش مشارکت آنان و بالمآل از دست رفتن پشتوانه مردمي جمهوري اسلامي مي‌انجامد. هر سياست، برنامه، و رفتاري که چنين احساسي را در مردم تقويت کند، برخلاف مشي امام خمینی و مصالح جمهوري اسلامي است. يأس و نوميدي مردم از اصلاح امور جامعه، اعم از ساختاري و رفتاري، نظام را از مهم‌ترين پشتوانه خود تهي خواهد کرد که تهديدي براي امنيت ملي است. به ميل و رضايت درصدي از مردم قانع بودن، و خواسته اکثريت جامعه را بي‌اهميت قلمداد کردن، حتي اگر بخاطر باورمندي به خطاي آنان باشد، نتيجه‌اي ندارد. امروزه وضعيت جامعه به‌گونه‌اي است که نمي‌توان چيزي را به ملت تحميل کرد، حتي اگر به صلاحشان باشد. «تحميل» موجب «مقاومت» و «نافرماني» است. بايد کمک کرد تا همواره اکثريت جامعه مصلحت واقعي خود را به درستي تشخيص داده و در مسير صحيح حرکت نمايد. «رشد اجتماعي و سياسي» همواره در پرتو «انتخاب آزادانه»، همراه با ارشاد و هدايت نخبگان جامعه امکان‌پذير است. امروز به راحتي مرز ميان «تحميل» و «ارشاد و راهنمايي» قابل تشخيص است، و نمي‌توان در پوشش ارشاد و راهنمايي، چيزي را بر مردم تحميل نمود. اميد آنکه اين درس ماندگار امام، مشعلي براي حرکت مسئولان و دولتمردان در جمهوري اسلامي باشد.